السيد الطباطبائي

253

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

مقالهء يازدهم : قِدم و حدوث تقدّم و تأخر و معيّت ( پيشى و پسى و باهمى ) اگر در يك سر خطى نقطه‌اى را مبدأ قرار داده و نقطه‌اى ديگر را كه باز در روى آن خط هستند با مبدأ مفروض از جهت دورى و نزديكى بسنجيم ، نقطه نزديك‌تر به مبدأ را پيش « متقدم » و نقطه دور تر از مبدأ را پس « متأخر » مىناميم . و البته اين كار تنها نام‌گذارى نيست ، بلكه از اين راه است كه دو نقطه نام برده مفهوم قرب مبدأ مفروض راكمتر و بيشتر واجد هستند و از همين روى اگر نقطه مبدأ را در سر ديگر فرض كنيم چون صفت قرب و بعد نقطه‌ها عوض مىشود ، نام‌ها - پيش و پس - نيز عوض شده و نقطه پسين پيش و نقطه پيشين ، پس مىگردد . و اين معنا در جاهاى ديگر نيز اطراد و عموميت دارد . دو نفر كه به سوى مقصدى روانند آن كه نزديك‌تر است پيش مىباشد و آن كه دور تر است ، يعنى نسبت قرب را كمتر دارد ، پس مىباشد و اگر گاهى اختلاف نسبت را از دست دادند ، ديگر پيشى و پسى نداشته و با هم « مع » ناميده مىشوند . از تأمل در اين مثال‌ها و مانند آنها برمىآيد كه سبب پيدايش مفهوم پيشى و پسى ، اين است كه دو موجود در واجد بودن صفتى زياده و نقيصه پيدا كنند و در هر جا دو چيز را به يك سومى نسبت دهيم و در نسبت اختلاف كم و زيادى پيدا شود تقدم و